مرتضى مطهرى
731
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
« قوّه » ناميده مىشود بحث كنيم . اين صفت يك صفت وجودى و واقعى است نه عدمى يا اعتبارى ؛ يعنى مادهاى كه مىتواند صورت خاصى را بپذيرد به موجب اين است كه چيزى را دارد نه به موجب اينكه چيزى را ندارد ، و آن چيزى كه دارد يك امر واقعى است نه يك امر اعتبارى و فرضى . به عبارت ديگر كلمهء « استعداد » نمايندهء يك حقيقتى است كه در مادّه « وجود » دارد نه نمايندهء خالى بودن ماده از يك امر وجودى و نه نمايندهء يك امر اعتبارى و بىاثر . در اينجا دو نظريهء ديگر وجود دارد . طبق يكى از اين دو نظريه « قوه و استعداد » امر عدمى است و طبق نظريهء ديگر امر اعتبارى . طرفداران نظريهء عدمى مىگويند اساساً استعداد و قابليت از نقصان وجود ناشى مىشود . موجود هر اندازه داراى كمالات و تعيّنات وجودى بيشتر باشد استعداد و قابليت و امكان اينكه چيز ديگر بشود كمتر است ، و هر اندازه كه تعينات و جهات وجودى كمترى داشته باشد امكان تبديل او به چيز ديگر بيشتر است ؛ و در حقيقت هر صورت و حالتى كه شئ پيدا مىكند يك مانع براى او نسبت به يك سلسله حالتها و صورتهاى ديگر پيدا مىشود و به هر نسبت كه واجد صورتها و حالات وجودى بيشتر باشد موانع بيشترى براى تغيّر و تبدّل و پذيرش حالت جديد دارد . پس اگر موجود برسد به حدى كه واجد تمام كمالات و صور باشد استعداد هيچ حالت جديدى در او نخواهد بود ، و بر عكس اگر برسد به جايى كه واجد هيچ حالت و صورت بالفعلى نباشد استعداد همه چيز در او خواهد بود . « هيولاى اولى » همان موجودى است كه در ذات خود واجد هيچ فعليتى نيست و به همين دليل استعداد همه چيز در او هست . معنى اينكه استعداد همه چيز در او هست اين است كه در ذات او ابا و امتناعى از هيچ صورت و حالت نيست . هيولاى اولى هيچگاه بدون صورت نيست و صورتها نسبت به يكديگر ضديت و تمانع دارند ؛ يعنى هر صورتى فقط نسبت به بعضى از صورتهاى ديگر مانعيت ندارد و نسبت به ساير صورتها مانعيت دارد . پس اينكه ديده مىشود در بعضى از مواد ، استعداد يك صورت معيّن هست و نه بيشتر و پنداشته مىشود اين استعداد يك امر وجودى است ، اشتباه است . استعداد يك صورت معين داشتن معنىاش اين است كه صورت بالفعل اين شئ ، مادهء اين شئ را كه قابليت هر صورتى را دارد از همهء آن صورتها مانع است مگر از يك صورت بالخصوص . مثلًا در دانهء گندم استعداد بوتهء گندم شدن است نه جو شدن و نه خرما شدن و نه انسان شدن و